26 فرهنگ

2107 مدخل


روستایی

rustāy(')i

۱. مربوط به روستا: لباس روستایی.
۲. از مردم روستا؛ دهاتی: مرد روستایی.
۳. [مجاز] ساده‌لوح؛ احمق.

۱. دهاتی، دهنشین، روستانشین
۲. دهقان، رعیت

bucolic, countrified, peasant, rural, rustic, villager