روزیدنلغتنامه دهخداروزیدن . [ دَ ] (مص ) بیرون ریختن و خارج شدن آب از ظرف یا از جایی . (از فرهنگ شعوری ).
روژیدنلغتنامه دهخداروژیدن . [ دَ ] (مص )چنانکه از شواهد زیر برمی آید بمعنی جوشیدن و تراویدن است : سپیدی او چون چشمه ٔ شیر را ماند که چشمه چشمه برمیروژد. (کتاب المعارف ). می اندیشی
رویدنلغتنامه دهخدارویدن . [ رَ دَ ] (مص ) رفتن و روان شدن . || سیر کردن . سفر کردن . سیاحت کردن . (ناظم الاطباء).
رزیدنلغتنامه دهخدارزیدن . [ رَ دَ ] (مص ) رنگ کردن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از برهان ) (از فرهنگ خطی ) (از غیاث اللغات ) (از انجمن آرا) (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی کتابخانه