روز شمارلغتنامه دهخداروز شمار. [ زِ ش ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) روز قیامت . (آنندراج ). روز داوری . روز رستاخیز. روز حساب : کجا برد خواهی مرا بسته زارنترسی ز یزدان بروز شمار. فرد
روزشماریلغتنامه دهخداروزشماری . [ ش ُ ] (حامص مرکب ) نگاه داشتن حساب روزها. کنایه از انتظار فرارسیدن روزی موعود. و رجوع به روز شمردن شود.
روزامارندالغتنامه دهخداروزامارندا. [ ] (یونانی ، اِ) ابن البیطار گوید: معنی لغوی آن ریشه ٔ گل سرخی (الاصل الوردی ) است . دیسقوریدوس گوید: این گیاهی است که در بلاد موسوم به ماقدونیا (م
روزشماریلغتنامه دهخداروزشماری . [ ش ُ ] (حامص مرکب ) نگاه داشتن حساب روزها. کنایه از انتظار فرارسیدن روزی موعود. و رجوع به روز شمردن شود.
ساکارتملغتنامه دهخداساکارتم . (اِ) نام روز هشتم از نصف اسود ماه پوش در روزشماری قدیم هندوان است . رجوع به ماللهند ص 290 شود.
رام خرادلغتنامه دهخدارام خراد. [ خ ُرْ را ] (اِخ ) نام همان آتشکده ٔ آذر فرنبغ است که آذر برزین مهر نیز نامیده میشده است . رجوع به آذر فرنبغ در همین لغت نامه و مزدیسنا ص 229 و 238 و