روزکیلغتنامه دهخداروزکی .[ زَ ] (اِ مرکب ) از: روز + کاف تصغیر + یای وحدت . یک روزی . یک زمان اندکی . (ناظم الاطباء) : چون بریدند روزکی دو سه راه توشه ای را که داشتندنگاه . نظامی
روزکیلغتنامه دهخداروزکی .[ زَ ] (اِخ ) نام محلی است . شاه طهماسب صفوی اکراد آنجا را به تنکابن گیلان انتقال داد. (از سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 23 و ترجمه ٔ آن ص 45).
رودکیلغتنامه دهخدارودکی . [ دَ ] (اِخ ) جعفربن محمدبن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی مکنی به ابوعبداﷲ از شعرای شیرین زبان فارسی است .وی بسال 329 هَ .ق . در رودک وفات یافت
روبکیلغتنامه دهخداروبکی . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی از شهرستان کازرون ، واقع در 27هزارگزی شرق فهلیان در کنار رودخانه ٔ شیرین . در دامنه واقع و گرم
رودکیلغتنامه دهخدارودکی . [ دَ ] (ص نسبی ) نسبت است به رودک و آن ناحیه ای است به سمرقند. (از انساب سمعانی ). رجوع به رودک شود.
روذکةلغتنامه دهخداروذکة. [ رَ ذَ ک َ ] (ع اِ) گوسپندان ریزه . ج ، رَواذِک . (منتهی الارب ). کوچک از گوسفندبچگان . (از اقرب الموارد).
روذویلغتنامه دهخداروذوی . [ ذَ ] (اِخ ) ابراهیم بن احمدبن منصور شیرازی روذوی مکنی به ابواسحاق . وی از علی بن محمد زیادآبادی و فضل بن عباس و جز آن دو، روایت کرد و بسال 318 هَ .ق .
رودکیلغتنامه دهخدارودکی . [ دَ ] (اِخ ) جعفربن محمدبن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی مکنی به ابوعبداﷲ از شعرای شیرین زبان فارسی است .وی بسال 329 هَ .ق . در رودک وفات یافت
روبکیلغتنامه دهخداروبکی . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی از شهرستان کازرون ، واقع در 27هزارگزی شرق فهلیان در کنار رودخانه ٔ شیرین . در دامنه واقع و گرم
رودکیلغتنامه دهخدارودکی . [ دَ ] (ص نسبی ) نسبت است به رودک و آن ناحیه ای است به سمرقند. (از انساب سمعانی ). رجوع به رودک شود.
روذکةلغتنامه دهخداروذکة. [ رَ ذَ ک َ ] (ع اِ) گوسپندان ریزه . ج ، رَواذِک . (منتهی الارب ). کوچک از گوسفندبچگان . (از اقرب الموارد).