25 فرهنگ

5937 مدخل


روح

ro[w]h

۱. آسایش؛ نشاط و سرزندگی.
۲. شراب.

جان، روان، فروهر

۱. جان، روان
۲. امر، وحی
۳. فرشته، ملک
۴. صفا ≠ جسد، جسم، کالبد

apparition, esprit, inner man, juice, phantom, psyche, shadow, soul, specter, spirit, tone, wraith