روبوسیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهبوسیدن صورت یکدیگر برای آشتی، تجدید دیدار، اظهار محبت، و مانند آن. روبوسی کردن: (مصدر لازم) بوسه زدن بر روی کسی؛ بوسیدن رخسار یکدیگر.
روبوسی کردنلغتنامه دهخداروبوسی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بوسه زدن بر روی کسی . بوسیدن رخسار کسی . بوسه زدن دو کس بر رخسار یکدیگر. رجوع به روبوسی و بوسیدن شود.
روبوسی کردنلغتنامه دهخداروبوسی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بوسه زدن بر روی کسی . بوسیدن رخسار کسی . بوسه زدن دو کس بر رخسار یکدیگر. رجوع به روبوسی و بوسیدن شود.
مِلَج مِلُوچگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی بوس و ماچه ، دیده بوسی ، روبوسی کردن ،در حال مزه مزه خوردن چیزی در دهان با نگه داشتن و مزه مزه کردن آن