روباه بازلغتنامه دهخداروباه باز. (نف مرکب ) کنایه است از محیل و مکار. (آنندراج ). حیله گر. نیرنگ باز. افسونگر. روبه باز : کی ز آه و اشک مظلومان دلش آید به رحم گرگ بالان دیده باشد ظال
روبه بازلغتنامه دهخداروبه باز. [ ب َه ْ ] (نف مرکب ) روباه باز. حیله گر. مکار. نیرنگ باز. در افعال و رفتار وصفت و طبیعت چون روباه محیل و فریبنده : به غمزه عقل گدازی به چنگ چنگ نوازی
روباهلغتنامه دهخداروباه . (اِ) نام جانوری دشتی که آن را به حیله گری نسبت کرده اند. (آنندراج ) . یکی از حیوانات پستاندار گوشتخوار و از جنس سگ که حیله گری را بدان نسبت میدهند. (ناظ
روباهگویش خلخالاَسکِستانی: rəbâs دِروی: liyâs شالی: ləyâs کَجَلی: ruvâs کَرنَقی: tulki کَرینی: tulki کُلوری: lâus گیلَوانی: luâs لِردی: tulki
روباهگویش کرمانشاهکلهری: řu:wɪ گورانی: řu:wɪ سنجابی: řu:wɪ کولیایی: řu:wɪ زنگنهای: řu:wɪ جلالوندی: řu:wɪ زولهای: řu:wâ کاکاوندی: řu:wâ هوزمانوندی: řu:wâ
روبه بازلغتنامه دهخداروبه باز. [ ب َه ْ ] (نف مرکب ) روباه باز. حیله گر. مکار. نیرنگ باز. در افعال و رفتار وصفت و طبیعت چون روباه محیل و فریبنده : به غمزه عقل گدازی به چنگ چنگ نوازی
روباه بازی کردنلغتنامه دهخداروباه بازی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حیله گری کردن . چون روباه مکر و فریب و فسون بکار بردن . نیرنگ بازی کردن . دیصان . (تاج المصادر بیهقی ) : مکن روباه بازی
گرگ باران دیدهلغتنامه دهخداگرگ باران دیده . [ گ ُ گ ِ دی دَ / دِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آزموده کار و گرم و سرد روزگار دیده . (غیاث اللغات ). ظاهر آن است که گرگ بچه از باران میترسد و در
چرخلغتنامه دهخداچرخ . [ چ َ ] (اِ) فلک سیارگان بود. (فرهنگ اسدی ). آسمان و فلک . (برهان ). فلک . (جهانگیری ). کره . سپهر و آسمان و کره ٔ فلکی . (ناظم الاطباء). آسمان به اعتقاد
شلغمیلغتنامه دهخداشلغمی . [ ش َ غ َ ] (ص نسبی ) منسوب به شلغم . (یادداشت مؤلف ). || به شکل شلغم . شلجمی . (یادداشت مؤلف ).- کلاه شلغمی ؛ نوعی کلاه مدور مشابه شکل شلغم : در هر