رؤاسلغتنامه دهخدارؤاس . [ رُ آ ] (اِخ ) ابن دالان بن سابقة... ابن نوف بن همدان . (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
رؤاسلغتنامه دهخدارؤاس . [ رُ آ ] (اِخ ) حرث بن کلاب بن ربیعةبن عامربن صعصعةبن قیس عیلان است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). و چند تن بدو منسوبند.
رؤاسیلغتنامه دهخدارؤاسی . [ رُ آ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن ابی سارةبن اخی معاذ الهراء الرؤاسی . و او بقول ثعلب نخستین کس است از کوفیان که نحو را وضع کرد و تصانیفی در نحو بدومنسوب
رؤاسیلغتنامه دهخدارؤاسی . [ رُ آ ] (اِخ ) ابوسفیان وکیعبن جراح الرؤاسی ، منسوب به رؤاس حرث . از روات است . از هشام بن عروة و ثوری و شعبه روایت کند و احمدبن حنبل و یحیی بن معین
رؤاسیلغتنامه دهخدارؤاسی . [ رُ آ ] (اِخ ) عماربن ابی سلامةبن عبداﷲبن غراربن رؤاس بن دالان . از اصحاب علی (ع ) بود و با حسین (ع ) کشته شد. (از اللباب فی تهذیب الانساب ).
روبات سیارmobile robot, mobile platfromواژههای مصوب فرهنگستاندستگاه خودکاری که میتواند در محیط مفروضی حرکت کند اختـ . روباس mobot
روباه تربکلغتنامه دهخداروباه تربک . [ ت ُ ب َ ] (اِ مرکب ) سگ انگور باشد، چه تربک به معنی انگور است و به عربی عنب الثعلب و حب الفنا خوانند. (برهان قاطع). ثمری است و به انواع می باشد و
روس انگردهلغتنامه دهخداروس انگرده . [ اَ گ ُ دَ / دِ ] (اِ) مخفف روپاس انگرده . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). روباه تربک است که سگ انگور باشد چه روس بمعنی روباه و انگرده دانه ٔ انگ
سلغتنامه دهخداس . (حرف ) صورت حرف پانزدهم است از حروف الفبای فارسی پس از «ژ» و پیش از «ش »، و حرف دوازدهم از الفبای عرب پس از «ز» و پیش از «ش »، و حرف پانزدهم از الفبای ابجدی