روایی صوریface validityواژههای مصوب فرهنگستاندرجۀ منطقی بودن یک اندازه یا وسیلۀ اندازهگیری در بازبینی ظاهری
رواییلغتنامه دهخداروایی . [ رَ ] (حامص ) رواج . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ). رونق داشتن . (برهان قاطع). رونق و خوبی داد و ستد و خرید و فروخت . رواج بازار. ضد کسادی
صرفندیلغتنامه دهخداصرفندی . [ ص َ ف َ ] (اِخ ) ابراهیم بن اسحاق بن ابی الدرداء صرفندی انصاری مکنی به ابواسحاق . وی به دمشق از ابی عبداﷲ معاویةبن صالح اشعری و محمدبن عبدالرحمان بن
جبیلیلغتنامه دهخداجبیلی . [ ج ُ ب َ ] (اِخ ) اسماعیل بن خضربن حسان ، مکنی به ابوسلیمان . محدث است . وی از اسرائیل بن روح و سویدبن عبدالعزیز و عمربن هاشم بیروتی و محمدبن یوسف فریا
رواتیلغتنامه دهخدارواتی . (ص نسبی ) در تداول عوام ، صوری . ظاهری : دوستی فلان رواتی است . رجوع به برو در ذیل کلمه ٔ رو شود. (یادداشت مؤلف ).
ساحلیلغتنامه دهخداساحلی . [ ح ِ ] (اِخ )محمدبن علی صوری ساحلی مکنی به ابوعبداﷲ از شهر صوراست که برساحل دریای روم واقع است . مردی عالم و حافظ قرآن بود، و احادیث بسیاری روایت کرده
قضیۀ مقبول صاحبنظرانfolk theoremواژههای مصوب فرهنگستانگـزارهای کـه گــروه خـبـرگان نظـریۀ بازیها پیش از اثبات صوری آن را میپذیرد، که شبیه به پذیرش عام داستان عامیانه بهمثابۀ روایت تاریخی، بدون وجود شواهد مکتوب،