رهیدنلغتنامه دهخدارهیدن . [ رَ دَ ](مص ) رَستَن . ابلال . بلول . نجات . رستگار شدن . نجات یافتن . خلاص شدن (از بند و قید). آزاد شدن . (یادداشت مؤلف ). خلاص یافتن . (شرفنامه ٔ من
رهیدنیلغتنامه دهخدارهیدنی . [رَ دَ ] (ص لیاقت ) رَستَنی . سزاوار رهایی . لایق رهیدن و رستن . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به رهیدن شود.
رسیدنلغتنامه دهخدارسیدن . [ رِ دَ ] (مص ) رشتن و ریسیدن . (ناظم الاطباء). مخفف ریسیدن . رجوع به ریسیدن و رشتن شود.
رهیدنیلغتنامه دهخدارهیدنی . [رَ دَ ] (ص لیاقت ) رَستَنی . سزاوار رهایی . لایق رهیدن و رستن . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به رهیدن شود.
نجاءلغتنامه دهخدانجاء. [ ن َ ] (ع مص ) رهیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رستن . (آنندراج ). نجات . نجاة. نجو. رجوع به نجو شود. || شتافتن و پیشی گرفتن . (از اقرب الموارد). بشتاف
نجاةلغتنامه دهخدانجاة. [ ن َ ] (ع مص ) رهیدن . نجو. نجاء. نجایة. (منتهی الارب ). رستگاری . رهیدن . (آنندراج ). رستن . (آنندراج ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 98). برستن . (زوزنی ).