vigilanceدیکشنری انگلیسی به فارسیهوشیاری، مراقبت، احتیاط، امادگی، مواظبت، شب زنده داری، کشیک، چالاکی، گوش بزنگی، بیخوابی
بِأَنَّهُفرهنگ واژگان قرآنبه اين (دليل) که آن (در عبارت " ذَ ٰلِکَ بِأَنَّهُ کَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِـﭑلْبَيِّنَاتِ:آن (عقوبت و عذاب درد ناک )به سبب آن است که پيامبرانشان همواره
ذوحسیلغتنامه دهخداذوحسی . [ ] (اِخ ) (یوم ...) لذبیان علی عبس ثم ان ذبیان تجمعت لما اصابت منهم یوم المریقب فزارةبن ذبیان و مرةبن عوف بن سفیان بن ذبیان و احلافهم فنزلوا فتوافوا بذ
مجاراةلغتنامه دهخدامجاراة. [ م ُ ] (ع مص ) با کسی رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). با هم رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مناظره کردن در سخن .
منیرلغتنامه دهخدامنیر. [ م ُ ] (ع ص ) روشن و روشن کننده . (آنندراج ). روشن و تابان و درخشان . (ناظم الاطباء). روشن . (مهذب الأسماء) : ... و من الناس من یجادل فی اﷲ بغیر علم و ل
بیناتلغتنامه دهخدابینات . [ ب َی ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بَیّنة. (منتهی الارب ). روشن کنندگان و حجتهای روشن و گواهان صادق و این جمع بینة است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : و ان یکذ