رهانندهلغتنامه دهخدارهاننده . [ رَ ن َن ْ دَ / دِ ] (نف ) نجات دهنده . خلاص کننده . (فرهنگ فارسی معین ). ناجی . مخلص . مجیر. منجی . (یادداشت مؤلف ). آزادی بخشنده . آزادکننده : رها
رهانندهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که دیگری را از قیدوبند و گرفتاری نجات میدهد؛ رهاکننده؛ نجاتدهنده.
دیواطیفیلغتنامه دهخدادیواطیفی . [ دی ] (اِ) (به معنی رهاننده ) معجون کاکنج . (از بحر الجواهر) (به معنای رهایی بخش ) معجون کاکنج . (یادداشت مؤلف ).
مشتلیلغتنامه دهخدامشتلی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) رهاننده و خواننده کسی را برای رهانیدن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به اشتلاء شود.