رنگ طلاییلغتنامه دهخدارنگ طلایی . [ رَ گ ِ طِ / طَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب )رنگی است زرد مثل طلا و نسبت آن به رنگ عشاق بدیهی است و شعرای هندی زبان به رنگ معشوق نسبت دهند. (از بهار عج
بورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دارای رنگ طلایی.۲. [مجاز] ویژگی کسی که بخواهد کاری انجام دهد ولی نتواند.۳. [مجاز] شرمنده؛ خجالتزده: حسابی بور شدم.۴. (اسم) اسب سرخرنگ.۵. (اسم) (زیستشناسی)
کتانیلغتنامه دهخداکتانی .[ ] (اِ) نوعی از زردآلو. (آنندراج ) : از رنگ طلایی کتانی پیراهن مه کند کتانی . محسن تأثیر (از آنندراج ).
گل جعفریلغتنامه دهخداگل جعفری . [ گ ُ ل ِ ج َ ف َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گلی است زردرنگ . (غیاث ) (آنندراج ). یک نوع گل خوشبو و طلایی رنگ . (ناظم الاطباء) : شمع کن این زرد گل جعف