رنگ شکریلغتنامه دهخدارنگ شکری . [ رَ گ ِ ش َ ک َ / ش ِ ک َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رنگی که زردیش کم و مایل به سرخی بود. رنگ آل . رنگ نباتی . (آنندراج ) : تنگ کرده ست بسی حوصله ٔ ت
رنگ آللغتنامه دهخدارنگ آل . [ رَ گ ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رنگی که زردیش کم و قدری مایل به سرخی بود. رنگ شکری . رنگ نباتی . (آنندراج ). رجوع به رنگ شکری و رنگ نباتی شود.
شکریلغتنامه دهخداشکری . [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ ] (ص نسبی ، اِ) منسوب به شکر: رنگ شکری (رنگی بین کرم و زرد). سفید مایل به زردی . به رنگ شکر. (از یادداشت مؤلف ). رنگ زرد کمرنگ و
کتانلغتنامه دهخداکتان . [ ک َت ْ تا / ک َ ] (ع اِ) نباتی است بقدر ذرعی ، ساق و برگش باریک و گلش لاجوردی است و پوست وی را همچون پنبه ریسند و جامه اش معتدل است در گرمی و سردی و خش
شکرفاملغتنامه دهخداشکرفام .[ ش َ ک َ ] (ص مرکب ) شکری . شکری رنگ . به رنگ شکر. سپید که کمی به زردی زند. (یادداشت مؤلف ) : نقاب شکرفام بندد هوا راچو صبح از شکرخنده دندان نماید. خا
حسن شکریلغتنامه دهخداحسن شکری . [ ح ُ ن ِ ش ِک ْ ک َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حسن مهتابی . حسن سفید که به زردی زند چنانکه گجراتیان را میباشد : شکسته رنگی من باطبیب در جنگ است علاج