رنلغتنامه دهخدارن . [ رُ ] (اِخ ) یکی از رودهای معروف اروپاست . این رود از اقصی نقاط شرقی سویس سرچشمه میگیرد و پس از مشروب ساختن بخش واله سراسر خاک سویس را می پیماید و وارد کش
رنلغتنامه دهخدارن . [ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مازر بخش کهنوج شهرستان جیرفت واقع در 155هزارگزی جنوب کهنوج و سر راه مالرو انگهران و کهنوج . کوهستانی و گرمسیر و دارای 80 تن
رنلغتنامه دهخدارن .[ رَ ] (اِخ ) از رودهای اروپا است که هم از حیث تاریخی و هم از جهت تجارتی دارای اهمیتی فراوان است . طول آن متجاوز از هفتصد میل و مقدار آبی که به دریا می ریزد
رن ءلغتنامه دهخدارن ء. [ رَن ْءْ ] (ع مص ) دیدن چیزی را یاکسی را. (منتهی الارب ). نگاه کردن چیزی را یا کسی را. (اقرب الموارد) (از متن اللغة). || گران بار آمدن . (از منتهی الارب
رندلغتنامه دهخدارند. [ رُ ] (اِ) مرغی از جنس بلبل . (ناظم الاطباء). مرغی است که اکثر در مزارع دیده می شود. (شعوری ).
رن ءلغتنامه دهخدارن ء. [ رَن ْءْ ] (ع مص ) دیدن چیزی را یاکسی را. (منتهی الارب ). نگاه کردن چیزی را یا کسی را. (اقرب الموارد) (از متن اللغة). || گران بار آمدن . (از منتهی الارب
رنةلغتنامه دهخدارنة. [ رَن ْ ن َ ] (ع مص ) فریاد کردن . رنت القوس ؛ یعنی بانگ کرد کمان . (از منتهی الارب ). رَنین . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).