رموزلغتنامه دهخدارموز. [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رمز. (اقرب الموارد). رمزها. رجوع به رمز شود : این سخن از اشارات و رموز متقدمان است . (کلیله و دمنه ). و شرایط سخن آرایی در تضمین امثال .
رموزالغتنامه دهخدارموزا. [ رِ ] (اِخ ) آبل . ازخاورشناسان مشهور فرانسه بوده است . وی به سال 1788 م . در پاریس متولد شد و به سال 1832 م . درگذشت . از السنه ٔ شرقی ، زبانهای چینی و
رموزالغتنامه دهخدارموزا. [ رِ ] (اِخ ) کنت . از رجال سیاست و ادب کشور فرانسه بود و به سال 1875 م . درگذشت . از آثار او کتابهای متعددی است که درباره ٔ فلسفه و ادبیات نگاشته است .
رموزدانلغتنامه دهخدارموزدان . [ رُ ] (نف مرکب ) دقیقه شناس . (آنندراج ). || واقف بر اسرار و رازها. || واقف به رمزها. (ناظم الاطباء). رجوع به رموز و رمز شود.
رموزالغتنامه دهخدارموزا. [ رِ ] (اِخ ) آبل . ازخاورشناسان مشهور فرانسه بوده است . وی به سال 1788 م . در پاریس متولد شد و به سال 1832 م . درگذشت . از السنه ٔ شرقی ، زبانهای چینی و
رموزالغتنامه دهخدارموزا. [ رِ ] (اِخ ) کنت . از رجال سیاست و ادب کشور فرانسه بود و به سال 1875 م . درگذشت . از آثار او کتابهای متعددی است که درباره ٔ فلسفه و ادبیات نگاشته است .