رمندهلغتنامه دهخدارمنده . [ رَ م َ دَ / دِ ] (نف ) رم کننده . آنچه یا آنکه خوی رمیدن دارد. جانور رموک : اوابد؛رمندگان . (ربنجنی ). رجوع به رمیدن شود : رمنده ددان را همه بنگریدسیه
نادلغتنامه دهخداناد. [ نادد ] (ع ص ) رمنده و پراکنده شونده . (ناظم الاطباء). رمنده . (اقرب الموارد). ج ، نواد.
شاردلغتنامه دهخداشارد. [ رِ ](ع ص ) استر رمنده . (دهار). رمنده . (منتهی الارب ). رموک . گریزنده . نفور. چموش . شموس . جموح . (منتهی الارب ).فرار. هارب . ج ، شَرَد. (اقرب الموارد