رقصفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جنبیدن؛ پا کوفتن؛ حرکات موزون با آهنگ موسیقی.۲. پایکوبی.۳. (بن مضارعِ رقصیدن) = رقصیدن رقص شتری: رقصی که از روی رسم و قاعده نباشد؛ حرکات ناموزن.
رغثلغتنامه دهخدارغث . [ رَ ] (ع مص ) مکیدن بچه شیر مادر را.(ناظم الاطباء). شیر خوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر اللغه ٔ زوزنی ). بر مکیدن بزغاله شیر مادر را. (منتهی الارب )
رقسِ چوپّىگویش بختیاریرقص چوپى، نوعى رقص جمعى(تعدادى زن و مرد با گرفتن دستیکدیگر دایرهاى تشکیل مىدهند و یکنفر نیز به نام سرچوپى در جلو رقص رارهبرى مىکند. در رقص چوپى نفرهاىاول و آخر