رقبالغتنامه دهخدارقبا. [ رُ ق َ ] (ع اِ) صورت مخفف رقباء. رقیبان . (ناظم الاطباء).صورت مخفف رقباء که ج ِ رقیب به معنی نگهبان و موکل است . (از غیاث اللغات ). رجوع به رقیب و رقباء
رقبانلغتنامه دهخدارقبان .[ رِ ] (ع مص ) مصدر به معانی رِقبَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). مصدر به معنی رَقابَه . (ناظم الاطباء). چشم داشتن . (المصادر زوزنی ) (دهار) (تاج المصا
رقباءلغتنامه دهخدارقباء. [ رُ ق َ ] (ع اِ) رقبا. ج ِ رقیب به معنی منتظران و نگهبانان . (فرهنگ نظام ). ج ِ رقیب . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به رقیب و رقبا شود.
رقباتلغتنامه دهخدارقبات . [ رَ ق َ ] (ع اِ) ج ِ رَقَبِة. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به رقبة شود.
رقبانلغتنامه دهخدارقبان . [ رَ ق َ ] (ع ص ) مرد سطبرگردن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). مرد ستبرگردن و گردن کلفت . (ناظم الاطباء). رجوع به رقبانی شود.
رقباءلغتنامه دهخدارقباء. [ رُ ق َ ] (ع اِ) رقبا. ج ِ رقیب به معنی منتظران و نگهبانان . (فرهنگ نظام ). ج ِ رقیب . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به رقیب و رقبا شود.