451 مدخل
۱. تلاش برای پیشی گرفتن بر یکدیگر.۲. [مجاز] با کسی همرتبه شدن در انجام کاری: محصولات ما با تولیدات خارجی رقابت میکند.
چشم وهم چشم
۱. همچشمی ۲. همچشمی کردن، ۳. انتظار، توقع، چشمداشت
contest, competition, contention, emulation, rivalry, strife
تنافس , مسابقة , منافسة
rekabet
پیکار ورزش
اکد , تحدي , منافس
تنافس , حاک
عدائي
التنافس السليم
رقابت