رقابلغتنامه دهخدارقاب . [ رِ ] (ع مص ) مصدر به معنی مراقبة. (منتهی الارب ). نگاهبانی کردن چیزی را. || ترسیدن : راقب اﷲ فی امره ؛ ای خافه . (ناظم الاطباء). رجوع به مراقبة شود.
رقابلغتنامه دهخدارقاب . [ رِ ] (ع اِ) ج ِ رَقَبَة به معنی گردن . (از فرهنگ نظام ) (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص 52) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد)
رغابلغتنامه دهخدارغاب . [ رَ ] (ع ص ، اِ) زمینی که آب در آن روان نشود مگر به باران بسیار. رغاث . رجوع به این کلمه شود. || زمین نرم فراخ ریگناک . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی
رِّقَابِفرهنگ واژگان قرآنگردنها (جمع رقبه است و اصطلاحاً در مورد برده ها نيز استعمال مي شود چون قيد بردگي به گردن دارند )
competingدیکشنری انگلیسی به فارسیرقابت، رقابت کردن، مسابقه دادن، رقابت کردن با، هم چشمی کردن، رقابت کردن - مسابقه دادن