رفیدیملغتنامه دهخدارفیدیم . [ ] (اِخ ) یکی از منازل بنی اسرائیل است چندان از کوه طور دور نبود و چون در آنجا اعجازاً از صخره برای آن قوم بهانه جو و گردنکش آب بیرون آمد بدین واسطه ش
رافیدیملغتنامه دهخدارافیدیم . (اِخ ) بنا به افسانه های عبری ، ناحیه ای بوده در صحرای تیه . که یازدهمین منزل بنی اسرائیل بوده معجزه ٔ معروف حضرت موسی ، که عصا را بر زمین زد و آب جار
قادش برنیعلغتنامه دهخداقادش برنیع. [ دِ ش ِ ب َ ] (اِخ ) و آن موضعی است بر حدود جنوبی کنعان که تا حوریب 11 روز مسافت دارد. (سفر تثنیه 1:2) و بر حدود ادوم . (سفر اعداد 20:16). که چندان
هارونلغتنامه دهخداهارون . (اِخ ) ابن عمران . برادر موسی بنی اسرائیل و وزیر وی که با برادر خویش (موسی ) از جانب خدا مأمور به دعوت فرعون شد و با موسی از مصر هجرت کرد. و آنگاه که م
رافیدیملغتنامه دهخدارافیدیم . (اِخ ) بنا به افسانه های عبری ، ناحیه ای بوده در صحرای تیه . که یازدهمین منزل بنی اسرائیل بوده معجزه ٔ معروف حضرت موسی ، که عصا را بر زمین زد و آب جار
یاقوتلغتنامه دهخدایاقوت . (اِخ ) خورالیاقوت به سیلان است : آنگاه بشهر کُنکَار که دربار پادشاه بزرگ این بلاد (سیلان ) است رسیدیم و این شهر در خندقی میان دو کوه بر خور (مصب دریا) ب
اطراقلغتنامه دهخدااطراق . [ اُطُ / اُ ] (ترکی ، اِ) اُتراق . (فرهنگ نظام ). و در ذیل اتراق آرد: توقف و لنگ کردن در سفر. مثال : چون به آباده رسیدیم اتراق کردیم . لفظ مذکور را بیشت