رفوفلغتنامه دهخدارفوف .[ رُ ] (ع اِ) ج ِ رف ، به معنی طاقها. طاقچه ها. طبقه ها. (یادداشت مؤلف ). ج ِ رَف ّ. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به رف
رقوفلغتنامه دهخدارقوف . [ رُ ] (ع اِ) رفوف . (از اقرب الموارد). بر وزن و معنی رفوف است . (منتهی الارب ). رجوع به رفوف شود.
رفلغتنامه دهخدارف . [ رَف ف ] (ع اِ) رف . (دهار) (از برهان ). چوبی باشد پهنا که هر دو طرف آن در دیوار کرده بر آن متاع شگرف خانه نهند، ج ، رُفوف . (آنندراج ) (منتهی الارب ). چو
شترلغتنامه دهخداشتر. [ ش ُ ت ُ ] (اِ) اُشْتُر، جانوری پستاندار عظیم الجثه از گروه نشخوارکنندگان که خود تیره ای خاص را به وجود می آورد. این پستاندار بدون شاخ است ولی دارای دندان