۱. برطرف کردن؛ از بین بردن.
۲. (ادبی) در دستور زبان عربی، مرفوع ساختن کلمه؛ ضمه دادن آخر کلمه.
۳. (ادبی) در عروض، حذف «مس» از مستفعلن که تفعلن باقی بماند و نقل به فاعلن شود یا حذف «مف» از مفعولات که عولات باقی بماند و بهجای آن مفعول بگذارند.
۴. [قدیمی] بلند کردن؛ بالا بردن؛ برداشتن.
۵. [قدیمی] برکشیدن.
۱. ازبینبردن، برطرف کردن
۲. دفع، مدافعه
۳. حل، ساماندهی
۴. ضمه
obviation, settlement