رفضةلغتنامه دهخدارفضة. [ رُ ف َ ض َ ] (ع ص ) رجل قبضة رفضة؛ مردی که می گیرد چیزی را و می ماند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). آنکه چیزی را می گیرد و می ماند. (از آنندراج ).
قبضة رفضةلغتنامه دهخداقبضة رفضة. [ ق ُ ب َ ض َ رُ ف َ ض َ ] (ع ص مرکب ، از اتباع ) رجل ٌ قُبَضَةٌ رُفَضَة، مرد گیرنده ٔ زود رهاکننده . (ناظم الاطباء).
رفضةلغتنامه دهخدارفضة. [ رُ ف َ ض َ ] (ع ص ) رجل قبضة رفضة؛ مردی که می گیرد چیزی را و می ماند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). آنکه چیزی را می گیرد و می ماند. (از آنندراج ).
قبضة رفضةلغتنامه دهخداقبضة رفضة. [ ق ُ ب َ ض َ رُ ف َ ض َ ] (ع ص مرکب ، از اتباع ) رجل ٌ قُبَضَةٌ رُفَضَة، مرد گیرنده ٔ زود رهاکننده . (ناظم الاطباء).
ابن سیدالکللغتنامه دهخداابن سیدالکل . [ اِ ن ُ س َی ْی ِ دِل ْ ک ُل ل ] (اِخ ) بهاءالدین ابوالقاسم هبةاﷲبن عبداﷲ قفطی . چندی قاضی اسنا بوده و کتابی النصایح المفترضه فی فضایح الرفضه داش
رافضلغتنامه دهخدارافض . [ ف ِ ] (ع ص ) تارک و ماننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از المنجد). ترک کننده چیزی . (ناظم الاطباء). ترک کننده . (فرهنگ نظام ) : من ترا اندر دو عالم حا
بادلغتنامه دهخداباد. (اِ) هوایی که بجهت معینی تغییر مکان میدهد. هوایی که بسرعت بجهتی حرکت کند. ریح . ج ، ریاح .ریحه . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ). تُرهة. رکاب السحاب . اَوب