رفتنیلغتنامه دهخدارفتنی . [ رَ ت َ ] (ص لیاقت ) گذشتنی . (ناظم الاطباء). خلاف ماندنی . مقابل ماندنی و ماندگار. کسی که رفتنش لازم باشد. (یادداشت مولف ). هر چیزی که می رود و در می
صاحبمنصب رفتنیlame duckواژههای مصوب فرهنگستانمقام مسئولی که جانشین او مشخص شده است و هفتههای آخر مسئولیتش را میگذراند متـ . رفتنی
صاحبمنصب رفتنیlame duckواژههای مصوب فرهنگستانمقام مسئولی که جانشین او مشخص شده است و هفتههای آخر مسئولیتش را میگذراند متـ . رفتنی
روفتنیلغتنامه دهخداروفتنی . [ ت َ ] (ص لیاقت ) رُفتنَی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رفتنی و رفتن شود.
نماندنیلغتنامه دهخدانماندنی . [ ن َ دَ ] (ص لیاقت ) رفتنی . که مقیم و ماندنی نیست . مقابل ماندنی . || مردنی . که مرگش نزدیک است . رجوع به نماندن شود.