رعویلغتنامه دهخدارعوی . [ رَ وا ] (ع اِمص ) رِعوی ̍. پرداخت از جهل و بدی و بازایستادن از آن . (ازاقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به رَعوَة و رَعْوْ شود. || حفاظت و نگاهدار
رعویلغتنامه دهخدارعوی . [ رَ وا ] (ع مص ) رعوة. مصدر است از رعو و رعوة. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). رجوع به رَعْوْ و رَعوَة شود.
رعویلغتنامه دهخدارعوی . [ رُ وا ] (ع اِ) رَعوی ̍. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). رجوع به رَعوی ̍ و رَعوَة شود.
راویلغتنامه دهخداراوی . (اِخ ) نام یکی از رودخانه های پنجگانه «پنجاب » که در سرزمین پنجاب بهم می پیوندند و رود سند را تشکیل میدهند و وجه تسمیه ٔ پنجاب نیز از همینجاست . این رودخ
راویلغتنامه دهخداراوی . (اِخ ) فخرالدین محمدبن محمدبن عمر. از مفسران نامی و صاحب تفسیر معروف «اسرارالتنزیل » است . مرگ وی بسال 906هَ . ق . روی داده است . (از قاموس الاعلام ترکی
رعیالغتنامه دهخدارعیا. [ رُع ْ ] (ع مص ) پرداختن از جهل و باز ایستادن از آن . (از منتهی الارب ). رَعوی ْ. رِعوْ. رُعوَة. رِعوَة. (منتهی الارب ). رجوع به مصادر مذکور شود.
روملغتنامه دهخداروم . (اِخ ) ج ِ رومی . (ناظم الاطباء). بر حسب روایات داستانی روم نام رومیان . (ترجمان القرآن جرجانی ). گروهی است از اولاد روم بن عیصو، و رومی منسوب است به آن .
رعیلغتنامه دهخدارعی . [ رَع ْی ْ ] (ع مص ) چرانیدن . (ترجمان القرآن جرجانی ) (غیاث اللغات ) (منتهی الارب ) (دهار) (مصادر اللغه ٔ زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). به چرا بردن [ گوس