رضیهلغتنامه دهخدارضیه . [ رَ ضی ی َ ] (اِخ ) (سلطان رضیه ) دختر شمس الدین التمش ، پنجمین از سلاطین مملوک هند، ملکه از (634 تا 637 هَ . ق .) (یادداشت مؤلف ). خواندمیر گوید: سلطا
رزیحلغتنامه دهخدارزیح . [ رَ ] (ع ص ) لاغر. گویند: بعیر رزیح و ناقة رزیح . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).
رضیةلغتنامه دهخدارضیة. [ رَ ضی ی َ ] (ع ص ) تأنیث رضی . (یادداشت مؤلف ). خشنودکرده شده . (آنندراج )(غیاث اللغات ). پسندیده . (دهار). رجوع به رضی شود.
رضیةلغتنامه دهخدارضیة. [ رَ ضی ی َ ] (ع ص ) تأنیث رضی . (یادداشت مؤلف ). خشنودکرده شده . (آنندراج )(غیاث اللغات ). پسندیده . (دهار). رجوع به رضی شود.
اختصاصلغتنامه دهخدااختصاص . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) خاص کردن به . تخصیص . خاص گردانیدن بچیزی . ویژه کردن به . انفراد. اغتزاز : و اختصه بالطرایق الرضیة. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 299). || خ
اختیارالدینلغتنامه دهخدااختیارالدین . [ اِ رُدْ دی ] (اِخ ) ایتکین (ملک ...). خوندمیر در حبط (ج 1 ص 417)آرد: چون خبر گرفتاری سلطان رضیه بدهلی رسید امرا واشراف متفق گشته در روز دوشنبه ب
حسین انصاریلغتنامه دهخداحسین انصاری . [ ح ُ س َ ن ِ اَ ] (اِخ ) ابن محسن انصاری یمنی فقیه . متوفی در بهوپال هند 1327 هَ . ق . 1909/ م . او راست : «التحفة الرضیه ». (برو کلمان پیوست : 8
تبر ماندهلغتنامه دهخداتبر مانده . [ ] (اِخ ) (قلعه ٔ ...) بنا به نقل خواندمیر از قلاع حوالی دهلی : در سنه ٔ 637 هَ . ق . ... سلطان رضیه ... عنان یکران بصوب دهلی انعطاف داده ... روز چ