رضاعیلغتنامه دهخدارضاعی . [ رِ ] (ص نسبی ) منسوب به رضاع یعنی همشیر. (ناظم الاطباء).- برادر و خواهر رضاعی ؛ برادر و خواهر همشیر که از یک زن شیر خورده باشند و کوکه نیز گویند. (نا
رضاعیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهویژگی افرادی که از یک پستان شیر خورده باشند نسبت به یکدیگر: برادر رضاعی.
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) مسجد جامع واقع در شهر ارومیه ٔ آذربایجان که محرابش مورخ به سال 676 هَ . ق . است . (تاریخ صنایع ایران ).
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) نام اصلی این شهر ارومیه یا اورمیه است که در اواسط سلطنت رضاشاه به رضائیه تغییر نام یافت و تا آخر دوران پهلوی به همین نام خوانده می
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) نام مقبره ٔ معروف به سه گنبد مورخ به سال 580 هَ . ق . واقع در رضائیه ٔ آذربایجان . (از تاریخ صنایع ایران ).
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) (دریاچه ٔ) ارومیه . ارمیه . چیچست . نام اصلی آن دریاچه ٔ ارومیه است که دریاچه ای است واقع در 70هزارگزی باختر تبریز (اسکله ٔ شرفخان
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) نام یکی ازطوایف کرد. (یادداشت مؤلف ) : در صحبت رضائیه به قم آمد و همچنین به من رسیده است که رضائیه دختران خود را به شوهر نمی دادن
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) مسجد جامع واقع در شهر ارومیه ٔ آذربایجان که محرابش مورخ به سال 676 هَ . ق . است . (تاریخ صنایع ایران ).
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) نام اصلی این شهر ارومیه یا اورمیه است که در اواسط سلطنت رضاشاه به رضائیه تغییر نام یافت و تا آخر دوران پهلوی به همین نام خوانده می
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) نام مقبره ٔ معروف به سه گنبد مورخ به سال 580 هَ . ق . واقع در رضائیه ٔ آذربایجان . (از تاریخ صنایع ایران ).
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) (دریاچه ٔ) ارومیه . ارمیه . چیچست . نام اصلی آن دریاچه ٔ ارومیه است که دریاچه ای است واقع در 70هزارگزی باختر تبریز (اسکله ٔ شرفخان
رضائیهلغتنامه دهخدارضائیه . [ رِ ئی ی َ ] (اِخ ) نام یکی ازطوایف کرد. (یادداشت مؤلف ) : در صحبت رضائیه به قم آمد و همچنین به من رسیده است که رضائیه دختران خود را به شوهر نمی دادن