رصدخانهفرهنگ انتشارات معین( ~. نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) جایی که در آن به نگاه کردن و مطالعة ستارگان می پردازند.
رصدخانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجایی که ستارهشناسان در آن با ابزارهای مخصوص ستارگان و اجرام نجومی را مشاهده و بررسی میکنند.
رصدخانهلغتنامه دهخدارصدخانه . [ رَ ص َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) رصدگاه . جایی که در آن رصد بندند. (از فرهنگ فارسی معین ) (از ناظم الاطباء). مرصد. رصدگاه . رصدگه . (یادداشت مؤلف ). ا
رصدخانهobservatoryواژههای مصوب فرهنگستانتأسیساتی برای مطالعۀ اجرام آسمانی، شامل تلسکوپ و محل استقرار و نگهداری آن
رسدخانهلغتنامه دهخدارسدخانه . [ رَ س َ ن َ / ن ِ ] (مرکب ، اِ) رصدخانه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رصدخانه شود.
رودخانهگویش اصفهانی تکیه ای: rudxuna طاری: roxuna طامه ای: ruxuna طرقی: röxâna کشه ای: röxâna نطنزی: ruxuna
رصدخانۀ ام.ام.تی.MMT Observatory, MMTOواژههای مصوب فرهنگستانرصدخانهای که مؤسسۀ اسمیت سونین و دانشگاه آریزونا آن را بهطور مشترک اداره میکنند و تلسکوپ ام.ام.تی. 6/5 متری در آن قرار دارد