۱. (نجوم) = 〈 رصد کردن
۲. نظر دوختن به چیزی و مراقب آن بودن؛ زیر نظر قرار دادن.
۳. (اسم) [قدیمی] محل دریافت عوارض در جادهها.
۴. (اسم) [قدیمی] عوارض جاده؛ راهداری.
۵. (اسم) [قدیمی] = رصدخانه
۶. (اسم) [قدیمی] مراقب؛ نگهبان.
〈 رصد بستن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) (نجوم) [قدیمی] = 〈 رصد کردن
〈 رصد راندن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) (نجوم) [قدیمی] = 〈 رصد کردن
〈 رصد کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) (نجوم) ضبط و تعیین حساب حرکات و درجات ستارگان و اجرام نجومی در رصدخانه.
۱. زیج
۲. نظارهگری، نظردوختن
۳. مراقبت، مواظبت، نظارت، نگهبانی
sight