رشدیهلغتنامه دهخدارشدیه . [ رُ دی ی َ ] (اِخ ) حاجی میرزا حسن تبریزی ، معروف به رشدیه . وی از اولین کسانی بوده است که در حدود پنجاه سال پیش از این ابتدا در تبریز و سپس در اوایل س
حسن رشدیهلغتنامه دهخداحسن رشدیه . [ ح َ س َ ن ِ رُ دی ْ ی َ ] (اِخ ) (حاجی میرزا...) رجوع به رشدیه و ذریعه ج 7 ص 80 و فهرست تاریخ مشروطه ٔ کسروی شود.
رشدیلغتنامه دهخدارشدی . [ رُ ] (اِخ ) یا رشدی دمشقی . شیخ مصطفی . او راست : جبر الکسر فی نظم اسماء اهل بدر. (از معجم المطبوعات ج 1).
حسن رشدیهلغتنامه دهخداحسن رشدیه . [ ح َ س َ ن ِ رُ دی ْ ی َ ] (اِخ ) (حاجی میرزا...) رجوع به رشدیه و ذریعه ج 7 ص 80 و فهرست تاریخ مشروطه ٔ کسروی شود.
لطفی الحسینیلغتنامه دهخدالطفی الحسینی . [ ل ُ یُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) محمد سعدالدین افندی حاکم الشریعة المطهرة بقضاء حمص وهو ابن السید محیی الدین اللطفی الحسینی نسباً الدمشقی وطناً الحنف
ارگریلغتنامه دهخداارگری . [ اَ گ ِ ] (اِخ ) قصبه ای است بجنوب ارناودستان مرکز لوائی ، در 100 هزارگزی شمال غربی یانیه و در 80 هزارگزی جنوب برات و در 50 هزارگزی جنوب شرقی آی سراندو
ارکلیلغتنامه دهخداارکلی . [ اَ ک ِ ] (اِخ ) قصبه ای است در ولایت قونیه و در شمال غربی کوه بلغار یعنی بوغا واقع است . چشمه های جاری و باغهای بسیار دارد. دارای 904 خانه و 295 دکان
ازمیدلغتنامه دهخداازمید. [ اِ ] (اِخ ) شهری است مرکز سنجاق ، در 85 هزارگزی جنوب شرقی استانبول و 96 هزارگزی شمال شرقی بروسه در انتهای خلیج تنگ و طویلی که از بحر مرمره به اندرون ان