رسینلغتنامه دهخدارسین . [ رَ ] (اِ) به لغت زند، نیزه . (ناظم الاطباء). رسنواد است که نیزه باشد به لغت زند و پازند. (برهان ). در برهان گفته به معنی رسنواد است که نیزه باشد به لغت
رصینلغتنامه دهخدارصین . [ رَ ] (اِخ ) یکی از سلاطین ارام ، واو همان است که بر ضد یوتام اعلان جنگ کرد و اورشلیم را در ایام آحاز محاصره نمود. (قاموس کتاب مقدس ).
رصینلغتنامه دهخدارصین . [ رَ ] (ع ص ) محکم . (قاموس کتاب مقدس ). محکم و برجای . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). محکم و استوار و پابرجای . (یادداشت مؤلف ). || جزیل . استوار. م
رُسینهearthenwareواژههای مصوب فرهنگستانسرامیکافزاری (ceramic ware) متخلخل دارای خاک رُسی که پس از پخت رنگ روشن پیدا میکند
رُسینۀ بهداشتیsanitary earthenwareواژههای مصوب فرهنگستاننوعی افزار بهداشتی که از رُس سفیدپخت (white-firing clay) ساخته میشود، اما معمولاً آن را با لعاب رنگی میپوشانند
ژنسیرلغتنامه دهخداژنسیر. [ ژُ ی ِ ] (اِخ ) رسینیل دوژنسیر. نام ترانه سازی از اهالی فرانسه . مولد پاریس بسال 1839 و وفات بسال 1903 م .
استاباماترلغتنامه دهخدااستاباماتر. [ اِ ما ت ِ ] (لاتینی ، اِ مرکب ) عنوان تصنیف موسیقی مذهبی که در خمیس العهد آنرا از روی اقوال منثوره ٔ ژاکُپُن داتَدی (مائه ٔ چهاردهم میلادی ) به آو
پدرتیلغتنامه دهخداپدرتی . [ پ ِ رُت ْ تی ] (اِخ ) کارُل . موسیقیدان ایتالیائی که بسال 1817م ./ 1232 هَ . ق . در وِرُن ولادت یافت و بسال 1893م .1310/ هَ . ق . هم بدانجا درگذشت . و