رسوملغتنامه دهخدارسوم . [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رسم . (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (دهار) (از شعوری ج 2 ورق 24) (از اقرب الموارد). رجوع به رسم در همه ٔ معانی اسمی شود.
رسوملغتنامه دهخدارسوم . [ رَ ] (ع ص ) شتری که باقی ماند بر سیر یک شباروز. (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ). آنکه یک شبانه روز بر سیر باقی نماند (؟) . (
فولکلوردیکشنری عربی به فارسیرسوم اجدادي , معتقدات واداب ورسوم قديمي واجدادي , افسانه هاي قومي واجدادي , فولکلور
رسوم دارلغتنامه دهخدارسوم دار. [ رُ ] (نف مرکب ) کسی که علاوه بر مواجب ، وظیفه ٔ دیگر داشته باشد. (ناظم الاطباء).