رسولیلغتنامه دهخدارسولی . [ رَ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن قاسم بن رسولی بغدادی ، فقیه شافعی ، مکنی به ابوالسعادات . او در مسائل خلافی سخنان خوب دارد و شعر نیکو می گفت . رسولی به خراس
رسولیلغتنامه دهخدارسولی . [ رَ ] (اِخ ) یا ائمه ٔ رسولی .رسولیان . رجوع به ائمه ٔ رسولی و رسولیان یمن شود.
رسولیلغتنامه دهخدارسولی . [ رَ ] (حامص ) رسالت و پیغامبری . (ناظم الاطباء). پیغامبری . || پیغام رسانی . (فرهنگ فارسی معین ). فرستادگی . (ناظم الاطباء). سفارت . سفیری . ایلچی گری
لُوطٍفرهنگ واژگان قرآناز پيامبران الهي و برادر زاده حضرت ابراهيم عليهم و علي نبينا السلام (لوط (عليهالسلام) رسولي بود از ناحيه خداي تعالي بسوي اهالي سرزمين مؤتفکات که عبارت بودند از
رَّسِّفرهنگ واژگان قرآنچاهي که طوقه چيني شده باشد( روایتی از حضرت رضا علیه السلام است که آن حضرت از امیر المؤمنین علیه السلام نقل می کند که اصحاب رس مردمي بودند که درخت صنوبري را ميپر