رسوایلغتنامه دهخدارسوای . [ رُس ْ ] (ص ) رسوا. (از شعوری ج 2 ورق 27). رجوع به رسوا در همه ٔ معانی شود.
ربایلغتنامه دهخداربای . [ رُ ] (نف مرخم ) ربا. مخفف رباینده ، و بیشتر بصورت مزید مؤخر کلمه ٔ مرکب آید.- آهن ربای ؛ رباینده ٔ آهن . رجوع به آهن ربا شود.- بوسه ربای ؛ رباینده و
رسوایلغتنامه دهخدارسوای . [ رُس ْ ] (ص ) رسوا. (از شعوری ج 2 ورق 27). رجوع به رسوا در همه ٔ معانی شود.
ربایلغتنامه دهخداربای . [ رُ ] (نف مرخم ) ربا. مخفف رباینده ، و بیشتر بصورت مزید مؤخر کلمه ٔ مرکب آید.- آهن ربای ؛ رباینده ٔ آهن . رجوع به آهن ربا شود.- بوسه ربای ؛ رباینده و