رساناconductorواژههای مصوب فرهنگستانهر ماده که بتواند گرما یا الکتریسیته را از نقطهای به نقطۀ دیگر برساند
رسانای زمزایشیcryogenic conductorواژههای مصوب فرهنگستانمادهای که مقاومت الکتریکی آن در زیر دمایی معین از بین برود
قطعۀ برقدارlive partواژههای مصوب فرهنگستانرسانا یا قطعهای رساننده شامل یک سیم نول که از آن در وضعیت عادی برای انتقال برق استفاده میکنند
الکترودفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهرسانایی که نشر و جمعآوری الکترونها را به عهده دارد و در فرآیندهای الکترولیز، لولههای تخلیۀ گاز، و لامپهای الکترونی به کار میرود.
اتصال جریان برگشتیpropulsion bondواژههای مصوب فرهنگستانرسانایی مقاومتپایین که برای برگشت جریان الکتریکی در درزهای غیر عایق ریل نصب میشود
بافة الکترودelectrode lead, electrode cableواژههای مصوب فرهنگستانرسانای ثانویة مدار الکتریکی که انرژی را از منبع تغذیه به نگهدارندة الکترود یا تپانچه یا مشعل انتقال میدهد متـ . کابل الکترود