رسامةلغتنامه دهخدارسامة. [ رِ م َ ] (ع اِمص ) اسم درجه ای است از درجات کنیسه که اسقف مسیحیان به کسی دهد. (از اقرب الموارد).
رامةلغتنامه دهخدارامة. [ م َ ] (اِخ ) قریه ٔ کوچکی که بر یکی از مرتفعات املاک سبط ابن یامین تأسیس یافته بود بمسافت شش میل از طرف شمال اورشلیم بر راه بیت ایل واقع میباشد و پادشا
رامةلغتنامه دهخدارامة. [ م َ ] (اِخ ) موضعی است ببادیة. و از آن است مثل «تسئلنی برامتین سلجماً» و اکثر در شعر آنرا مثنی آورده اند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). منزلیست در ط
رامةلغتنامه دهخدارامة. [ م َ ] (ع اِ) مهره ٔ افسون برای محبت . (منتهی الارب ). || گودالی که در آن آب جمع شود. (از اقرب الموارد).
رامةلغتنامه دهخدارامة. [ م َ ] (اِخ ) قریه ٔ کوچکی که بر یکی از مرتفعات املاک سبط ابن یامین تأسیس یافته بود بمسافت شش میل از طرف شمال اورشلیم بر راه بیت ایل واقع میباشد و پادشا
رامةلغتنامه دهخدارامة. [ م َ ] (اِخ ) موضعی است ببادیة. و از آن است مثل «تسئلنی برامتین سلجماً» و اکثر در شعر آنرا مثنی آورده اند. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). منزلیست در ط