رزنانسفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهافزایش دامنۀ نوسان یک سیستم نوسانکنندۀ برقی یا مکانیکی بر اثر قرار گرفتن در معرض نیروی متناوبی که فرکانس خاصّی دارد؛ تشدید.
رزلانسرلغتنامه دهخدارزلانسر. [ رَ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . سکنه ٔ آن 300 تن . آب آنجا از قنات و چشمه . محصولات عمده ٔ آن غلات و حبوب . صنایع
رزونانسresonance 2واژههای مصوب فرهنگستانخصوصیتی که در آن میتوان ساختار الکترونی یک مولکول را به دو یا چند صورت نشان داد
انرژی رزونانسresonance energyواژههای مصوب فرهنگستانتفاوت بین انرژی پتانسیل گونۀ مولکولی و ساختار سهیم دارای کمترین انرژی پتانسیل
ساختار رزونانسیresonance structureواژههای مصوب فرهنگستانهریک از دو یا چند ساختار ممکنِ یک ترکیب که هندسۀ یکسان و آرایش زوجالکترونهای متفاوت دارند