رزتاقلغتنامه دهخدارزتاق . [ رُ ] (معرب ، اِ) رُزْداق . رستاق . معرب روستا.رجوع به مترادفات کلمه و المعرب جوالیقی ص 75 شود.
رزاقلغتنامه دهخدارزاق . [ رَزْ زا ] (ع ص ) پیداکننده ٔ روزی و دهنده ٔ آن . (منتهی الارب ). رزق دهنده . (آنندراج ).روزی دهنده . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). بسیار رزق دهنده . (فره
رزاق خانهلغتنامه دهخدارزاق خانه . [ رَزْ زا ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خانه ٔ رزق . خانه ٔ روزی . || درگاه . بارگاه . دربار پادشاه . (از مجموعه ٔ مترادفات ص 159).
رزاقیلغتنامه دهخدارزاقی .[ رَ قی ی ] (ع اِ) می و شراب . (ناظم الاطباء). می . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || نام گلی است .
رزداقلغتنامه دهخدارزداق . [ رُ ] (معرب ، اِ) معرب روستا. (ازمنتهی الارب ). روستا. رستاق . ج ، رزادیق . رستاق . رزتاق . معرب روستا. (ناظم الاطباء) (از المعرب جوالیقی ص 375) (دهار)
رذداقلغتنامه دهخدارذداق . [ رُ ] (معرب ، اِ) معرب روستای فارسی و به معنی روستا. سواد شهر. ج ، رذداقات . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به رزداق و رستاق و روستا شود.
رزاقلغتنامه دهخدارزاق . [ رَزْ زا ] (ع ص ) پیداکننده ٔ روزی و دهنده ٔ آن . (منتهی الارب ). رزق دهنده . (آنندراج ).روزی دهنده . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). بسیار رزق دهنده . (فره
رزاق خانهلغتنامه دهخدارزاق خانه . [ رَزْ زا ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) خانه ٔ رزق . خانه ٔ روزی . || درگاه . بارگاه . دربار پادشاه . (از مجموعه ٔ مترادفات ص 159).