رزبانیلغتنامه دهخدارزبانی . [ رَ ] (حامص مرکب ) عمل رزبان . شغل رزبان . نگهداری باغ انگور. (یادداشت مؤلف ). رجوع به رزبان شود.
بانیلغتنامه دهخدابانی . (پسوند) (از: بان پسوند حفاظت + ی حاصل مصدر) این ترکیب تنها بکار نرود و بلکه «بان » به آخر اسامی درآید و اسم مرکب سازد و سپس یاء به آن اضافه شودو معنی مصد
رزبانلغتنامه دهخدارزبان . [ رَ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) پرورنده ٔ رز یعنی تاک انگور. (آنندراج ) (انجمن آرا). محافظ باغ انگور. (فرهنگ فارسی معین ). کَرّام . (دهار). انگورکار. رزوان .