ردولغتنامه دهخداردو. [ رَدْوْ ] (ع مص ) سنگ انداختن کسی را: رداه بحجر(لغة فی الیاء). (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
رد و بدلغتنامه دهخدارد و بد. [ رَ دُ ب َ ] (ص مرکب ، از اتباع ) (از: «رد» عربی + «بد» فارسی ) ناسزا و ناخوب . سخنهای کج واکج که در حالت بحث و مکابره بر زبان آرند. (غیاث اللغات ) (آ