رد شدنلغتنامه دهخدارد شدن . [ رَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) قبول نشدن . پذیرفته نشدن . مردود گردیدن . (یادداشت مؤلف ). مردودشدن . رفوزه شدن (در امتحان ). (فرهنگ فارسی معین ).- رد شدن پی
رد شدنگویش اصفهانی تکیه ای: rad bebiyan طاری: rad beboy(mun) طامه ای: rad boboɂan طرقی: rad beboymun کشه ای: rad beboymun نطنزی: rad baboyan
ردّ شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام شدن، شکست خوردن، موفق نشدن لغو شدن حذف شدن، انداخته شدن