ردبلغتنامه دهخداردب . [ رَ ] (ع اِ) راه سربسته . (منتهی الارب ) (آنندراج ). راه سربسته و بن بست . (ناظم الاطباء). راه بی منفذ. (از اقرب الموارد). بن بست . (یادداشت مؤلف ).
ردبرگleaf traceواژههای مصوب فرهنگستانرشتهای از بافت آوندی که بین دستة آوندی (vascular bundle) ساقه و برگ کشیده شده است
گرولغتنامه دهخداگرو. [ گ ِ رَ / رُو ] (اِ) ارمنی گرو (رهن )، پهلوی گرو [ نوشته میشود گروبو ] (رهن )، ظاهراً از پارسی باستان گرابا . گروگان فارسی از همین ماده است . افغانی گرو (