25 فرهنگ

7505 مدخل


رد

rad

۱. جوانمرد.
۲. دلاور؛ دلیر.
۳. دانا؛ بخرد: ◻︎ یکی انجمن ساخت از بخردان / بزرگان و سال‌آزموده ردان (فردوسی: ۵/۴۷۱).
۴. سرور.

۱. اثر، پی، رگه، علامت، نشان، نقش
۲. اعراض، اقاله، امتناع، انکار، بطلان، تقبیح، تکذیب، طرد، فسخ، نفی، نقض، نکول
۳. استرداد، واپس
۴. رفوزه، مردود
۵. وازده

denial, discredit, disproof, imprint, nay, print, rebuff, refund, refusal, refutation, rejection, repudiation, repulse, suggestion, suspicion, tinge, trace, track, trail, vestige