روزشماریلغتنامه دهخداروزشماری . [ ش ُ ] (حامص مرکب ) نگاه داشتن حساب روزها. کنایه از انتظار فرارسیدن روزی موعود. و رجوع به روز شمردن شود.
روزشماریلغتنامه دهخداروزشماری . [ ش ُ ] (حامص مرکب ) نگاه داشتن حساب روزها. کنایه از انتظار فرارسیدن روزی موعود. و رجوع به روز شمردن شود.
اندراستانلغتنامه دهخدااندراستان . [ ] (اِخ ) نام محلی است در خوارزم در شش فرسنگی رخشمین و دردو فرسنگی نوزوار. (از نزهةالقلوب چ لیدن ص 180).
ساکارتملغتنامه دهخداساکارتم . (اِ) نام روز هشتم از نصف اسود ماه پوش در روزشماری قدیم هندوان است . رجوع به ماللهند ص 290 شود.