رحمةلغتنامه دهخدارحمة. [ رَ ح َ م َ ] (ع اِمص ) مصدر به معنی رحم . (ناظم الاطباء). مصدر به معنی رَحْمة.(منتهی الارب ). رجوع به رَحْمة در همه ٔ معانی شود.
رحمةلغتنامه دهخدارحمة. [ رَ م َ] (ع اِمص ) مصدر به معنی رحم . رحمت و بخشش و مهربانی خداوند نسبت به مخلوق . (ناظم الاطباء). رجوع به رَحْم و رحمت در همه ٔ معانی شود. رقت قلب و عاط
رهمةلغتنامه دهخدارهمة. [ رِ م َ ] (ع اِ) باران نرم پیوسته . ج ، رِهام ، رِهَم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). باران نرم . (غیاث اللغات ).
رَحْمَةِفرهنگ واژگان قرآنرحمت - مهرباني (رحمت ، به معناي نوعي تاثير نفساني است ، که از مشاهده محروميت محرومي که کمالي را ندارد ، و محتاج به رفع نقص است ، در دل پديد ميآيد ، و صاحبدل را
رَحِمَهُفرهنگ واژگان قرآنبه او رحم کرده (رحمت ، به معناي نوعي تاثير نفساني است ، که از مشاهده محروميت محرومي که کمالي را ندارد ، و محتاج به رفع نقص است ، در دل پديد ميآيد ، و صاحبدل را
رحمهلغتنامه دهخدارحمه . [ رَ م َ ] (اِخ ) بنت افراهم بن یوسف علیه السلام . نام زوجه ٔ حضرت ایوب نبی بود. رجوع به حبیب السیر چ سنگی تهران ج 1 ص 29 شود.
رحمه الغتنامه دهخدارحمه ا. [ رَ ح ِ م َ هُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خداوند او را رحمت کند. خدا او را بیامرزد. خداوند او را رحم کند. لفظی است که بدنبال اسم مرده می آورند
رحمة للعالمینلغتنامه دهخدارحمة للعالمین . [ رَ م َ تُل ْ ل ِل ْ عا ل َ ] (ع اِ مرکب ) بخشایش و مایه ٔ غفران و آمرزش جهانیان : رحمة للعالمین بود آنکه همنام نبی عالمی از امت و هم نام خود ر
رحمه الغتنامه دهخدارحمه ا. [ رَ ح ِ م َ هُل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) خداوند او را رحمت کند. خدا او را بیامرزد. خداوند او را رحم کند. لفظی است که بدنبال اسم مرده می آورند
رحمهلغتنامه دهخدارحمه . [ رَ م َ ] (اِخ ) بنت افراهم بن یوسف علیه السلام . نام زوجه ٔ حضرت ایوب نبی بود. رجوع به حبیب السیر چ سنگی تهران ج 1 ص 29 شود.
رحمة للعالمینلغتنامه دهخدارحمة للعالمین . [ رَ م َ تُل ْ ل ِل ْ عا ل َ ] (ع اِ مرکب ) بخشایش و مایه ٔ غفران و آمرزش جهانیان : رحمة للعالمین بود آنکه همنام نبی عالمی از امت و هم نام خود ر