رجوع کردنلغتنامه دهخدارجوع کردن . [ رُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازآمدن و برگشتن . (ناظم الاطباء). به چیزی دیگر نگریستن و توجه کردن . به کسی مراجعه کردن ، بمجاز، نزد وی رفتن : و با اینهمه
رجوع داشتنلغتنامه دهخدارجوع داشتن . [ رُ ت َ ] (مص مرکب ) رجوع کردن . برگشتن . به مجاز، رابطه داشتن و همانند بودن : زلفت به پریشانی من داشت رجوعی جمع آر دگر طره ، برآشفتم و رفتم .ظهور