ربیعلغتنامه دهخداربیع. [ رَ ] (اِخ ) از عشایر شرقی اردن واقع در لواء واسط. (از معجم قبایل العرب ج 3).
ربیعلغتنامه دهخداربیع. [ رَ ] (اِخ ) فرعی است از دو تیره از قبیله ٔ بنی سعد که سرزمین آنان جزو طایف بشمار است و در جنوب شرقی آن قرار دارد. (از معجم قبایل العرب ج 3).
ربیعلغتنامه دهخداربیع. [ رَ ] (اِخ ) قبیله ای از عرب . (یادداشت مرحوم دهخدا) : چو تیز گشت به حمله عنان شاه عجم نماند یک تن از آن قوم چون ربیع و مضر. عنصری .دل پدر ز پسر گاهگاه س
ربيعدیکشنری عربی به فارسیبهار , چشمه , سرچشمه , فنر , انبرک , جست وخيز , حالت فنري , حالت ارتجاعي فنر , پريدن , جهش کردن , جهيدن , قابل ارتجاع بودن , حالت فنري داشتن , ظاهر شدن
ربیع گرگانیلغتنامه دهخداربیع گرگانی . [ رَ ع ِ گ ُ ] (اِخ ) یا ربیع گرگانی مازندرانی . شاعر است و دیوان وی در کتابخانه ٔ مَلِک (به شماره ٔ 6412) موجود است و تمام شعرهای وی درباره ٔ مدح
ربیع اصفهانیلغتنامه دهخداربیع اصفهانی . [ رَ ع ِ اِ ف َ ] (اِخ ) وزیر علیمرادخان زند است و هنگام مرگ علیمرادخان در سفرعزیمت به اصفهان از تهران (سال 1199 هَ . ق .) همراه وی بود و مرگ او
ربیع انصاریلغتنامه دهخداربیع انصاری . [ رَ ع ِ اَ ] (اِخ ) زرقی ... خبری از قول وی از حضرت رسول (ص ) روایت کرده اند. رجوع به الاصابة ج 1 قسم 1 و قاموس الاعلام ترکی ج 3 شود.
ربیع انصاریلغتنامه دهخداربیع انصاری . [ رَ ع ِ اَ ] (اِخ ) محدث است . دختر وی ام سعد از او روایتی دارد چنین : حضرت رسول فرمود بدخویی شوم است و پیروی از زنان پشیمانی است و... (از الاصاب
ربیع بنت معوزلغتنامه دهخداربیع بنت معوز. [ رَ ب ِ ت ِ م ُ ع َوْ وَ ] (اِخ ) ابن عفراء انصاری . صحابیی والامقام بود. او به حضرت رسول بیعت کرد و در غزوات شرکت می جست و به مداوای زخمیها میپ
ربیع گرگانیلغتنامه دهخداربیع گرگانی . [ رَ ع ِ گ ُ ] (اِخ ) یا ربیع گرگانی مازندرانی . شاعر است و دیوان وی در کتابخانه ٔ مَلِک (به شماره ٔ 6412) موجود است و تمام شعرهای وی درباره ٔ مدح
ربیع اصفهانیلغتنامه دهخداربیع اصفهانی . [ رَ ع ِ اِ ف َ ] (اِخ ) وزیر علیمرادخان زند است و هنگام مرگ علیمرادخان در سفرعزیمت به اصفهان از تهران (سال 1199 هَ . ق .) همراه وی بود و مرگ او
ربیع انصاریلغتنامه دهخداربیع انصاری . [ رَ ع ِ اَ ] (اِخ ) زرقی ... خبری از قول وی از حضرت رسول (ص ) روایت کرده اند. رجوع به الاصابة ج 1 قسم 1 و قاموس الاعلام ترکی ج 3 شود.
ربیع انصاریلغتنامه دهخداربیع انصاری . [ رَ ع ِ اَ ] (اِخ ) محدث است . دختر وی ام سعد از او روایتی دارد چنین : حضرت رسول فرمود بدخویی شوم است و پیروی از زنان پشیمانی است و... (از الاصاب
ربیع بنت معوزلغتنامه دهخداربیع بنت معوز. [ رَ ب ِ ت ِ م ُ ع َوْ وَ ] (اِخ ) ابن عفراء انصاری . صحابیی والامقام بود. او به حضرت رسول بیعت کرد و در غزوات شرکت می جست و به مداوای زخمیها میپ