ربوعلغتنامه دهخداربوع . [ رُ ] (ع اِ) ج ِ رَبْع. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ج ِ رَبْع، بمعنی سرای . (آنندراج ). رجوع به رَبْع شود.
ربوالغتنامه دهخداربوا. [ رِبا ] (ع اِمص ) ربواء. ربا. افزونی . ظاهراً افزودن واو برای آن است که رسم الخط قرآنی را حفظ کرده باشند، والاّ در تمام کتب لغت عرب ربا بدون واو است ، در
ربوالغتنامه دهخداربوا. [ رِبا ] (ع مص ) بالا گرفتن . (مصادراللغة زوزنی ). || زیادتی گرفتن در وام و بیع. (یادداشت مرحوم دهخدا).
ربعلغتنامه دهخداربع. [ رَ ] (ع اِ) سرای . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (منتخب اللغات ) (مهذب الاسماء) (دهار) (از شعوری ج 2 ورق 8) (ناظم الاطباء). ج ، رِباع ، رُبوع ، اَرْبُع، اَرب
ربعلغتنامه دهخداربع. [ رُ ] (ع اِ) چهاریک . (منتهی الارب ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ص 51) (ناظم الاطباء) (دهار). چهاریک چیزی . (آنندراج ). یک قسمت از چهار قسمت هر چیز و
ربعلغتنامه دهخداربع. [ رُ ب ُ ] (ع اِ) رُبْع. چهاریک . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). یک چهارم .(از اقرب الموارد). ج ، اَرباع ، رُبوع . چهاریک چیزی .(از آنندراج ). || ج ِ رب
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن علی مافروخی مکنی به ابوالفتح . مؤلف کتاب محاسن اصفهان او را در زمره ٔ متقدمین اهل ادب اصفهان یاد کند و گوید: استاد ابوالفتح احمدبن